تبليغاتX
چـشــــم انـتظـــــار چـــشـــم انتظــــــــــــار





درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

دوستان عاشق

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
باز هم انتظار
 

 

 

(ضربان قلبم ، ضربان قلبم رضا (ع

عاشق به دربار توام ، یوسف به بازار توام

دنبال درمان کی روم ، وقتی که بیمار توام

(ضربان قلبم ، ضربان قلبم رضا (ع

 

 

مقدس ترین کلمه : عشق

پراحساس ترین کلام : محبت

آشنا ترین کلمه : نام تو

عالی ترین کلام : دوستی

پرمعنی ترین کلام : نگاه

تلخ ترین کلام : جدایی

........... اشک آورترین کلمه : باز هم انتظار

 

 

سلام به همگی : ببخشید که نمی یام پیشتون چون نتم خراب شده  و الانم از کافی نت دارم آپ می کنم و باید سریع برم

 نتم درست شه زود می یام

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: چهارشنبه 6 آبان1388 در ساعت: 5:3 بعد از ظهر
|+|
آخر یه روز برات حرم می سازیم
 

 

 

حضرت صادق مگر فرزند پیغمبر نبود

یا مگر ريحانه ی صدیقه ی اطهر نبود

با چه تقصير و گنه بر خانه اش آتش زدن

اجر نشر دانش او شعله ی آذر نبود

اجر و پاداش رسول و عترت مظلوم او

در دل شب حمله بر بابل له اكبر نبود

                             

نيمه شب كه از خانه می بردن صاحبخانه را

بر روی دوشش عبا ، عمامه اش بر سر نبود

از برای بردن مولا كس از ابن ربيع

سنگدل تر ، بی حيا تر ، بلكه ظالم تر نبود

                               

او پياده می دويد و اين به اسب خود سواره

گويی يار در سينه ی تنگش نفس ديگر نبود

ديدن بابا در آن حالت پسر را می كشد

خوب شد همراه بابا موسی يه جعفر نبود

 

بر آن عزيز حيدر وابيلا

اين بود ارث مادر وابيلا

كز خانه اش دگر دون وايبلا

بالا رود شراره وايبلا

 

در بين راه آن شب وايبلا

جانش رسيد بر لب وابيلا

از بس كه ديد آزار وايبلا

از خسم دون حماره وابيلا

 

اون روی زين نشسته وايبلا

اين با دوست بسته وايبلا

اين پشت سر پياده وابيلا

اون پيش رو سواره وايبلا

 

خرمن شراره اشك ريخت وايبلا

در سينه لحظه لحظه وايبلا

منصور بارها كرد وايبلا

بر قتل او اشاره وايبلا

                                                          

نوحه ی محمود كريمی

 

 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: سه شنبه 21 مهر1388 در ساعت: 7:54 بعد از ظهر
انتظار بی پایان

 

 

زندگی

گل زردی است به نام غم

فریاد بلندی است به نام آه

مروارید غلطانی است به نام اشک

آینه ای شکسته است به نام دل

سکوت مرگباریست به نام تنهایی

....... و نگاهیست هنوز منتظر  

 

 

غروب را دوست دارم چون همرنگ غم است

غم را دوست دارم چون همیشه با من است

تو را دوست دارم به خاطر سرار وجودت

 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: جمعه 17 مهر1388 در ساعت: 2:44 بعد از ظهر
|+|
گرفتار که ام ؟
 

 

گریه کردم اشک بر دلم مرهم نشد

ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد

در گلستان بوی گل بسیار بوییدم ولی

از هزاران گل همچون تو پیدا نشد

 

 

عاشقم اما نمی دانم گرفتار که ام؟

در نمی یابم ز مد هوش و درآزار که ام؟

خواب از چشم گریزان است هرشب تا سحر

با چنین آشفتگی تا صبح بیدار که ام؟

آرزوهایم چه تصویری بود در ابر دور

راستی از خود چه می خواهم خریدار که ام؟

می کشم نقش کسی در قصر خیال

بار دیگر می زدایم محور دیدار که ام؟

مست یارم مست عشقم مست شعرم

کسی نمی پرسد در این هنگامه هشیار که ام؟

بلبلم اما نمی دانم باغ من کجاست؟

ای خدا تنها تو می دانی گرفتار که ام؟

 

 

پ.ن : سلام بر همگی

 با اجازتون من وبلاگ مذهبی درست کردم و از اون وبم با اسم یـــه عــــــــــاشق می یام پیشتون





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: شنبه 4 مهر1388 در ساعت: 3:41 بعد از ظهر
|+|
زندگى ؟؟؟

 

 

انتظار بدترین هدیه روزگار است و

... اشک ارمغانیست برای انتظار

 

 

 

گریه می کنم به یاد تو

زندگی می کنم با یاد تو

زنده ام با عشق تو

افسرده ام در نبود تو

منتظرم برای بازگشت تو

و تو پشت بر من کردی

 آیا این شرط انصاف است ؟

 

 

 

 

 زندگی چیست ؟؟؟

زندگی :  خستگی و درد و بلاست

زندگی : دردست و بی انتهاست

زندگی : خون و دل افسرده است

زندگی : روز پریشان من است

زندگی : سوختن درون قفس است

زندگی : زرقاب خون سالم است

زندگی  را من ندانم بهر چیست

آن قدر دانم که بهر من نیست

...  و دانم که نعمت خداست و ما کردیم آن را ویران

 

پ.ن : سلام به همگی خواستم بگم عید فطر بر همه ی شما مبارک باشه و نماز و عبادتون قبول باشه

شما حس نمی کنین خیلی زود این ماه مبارک تموم شد؟؟؟ 

التماس دعا

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: پنجشنبه 26 شهریور1388 در ساعت: 2:15 بعد از ظهر
|+|
... امیر المومنین رفت
 

 

 خدایا نعمت را بر ما تمام کردی و بعد مولا را پیش خود بردی چرا؟

 

 

 خدایا ، خدايا امشب شد شيعه يتيم

 خدايا امشب يتيم شديم

ببخشید نمی یام بهتون سر بزنم این چند وقت خیلی بهم ریختم

... فقط دلم گریه می خواد و بس


 با چه زبانی بگویم دوستت دارم ؟؟؟

به هر جا که رفتم ،  به هر دری که زدم نوشتم دوستت دارم

هنگام درس خواندن بر روی کاغذ نوشتم دوستت دارم

به دریا رفتم بر روی ماسه ها نوشتم دوستت دارم

به کوه رفتم بر روی تخته سنگ نوشتم دوستت دارم

: اینک که می اندیشم

کاغذها پاره شده اند و موج دریا ماسه ها را پاک کرده و تخته سنگ ها شکسته اند و من هنوز دوستت دارم . پس

: از ته دل با کلام زیبا می گویم

 

 

 


 امسال داداشم می ره اول راهنمایی و تو کتابش شعری دیدم که یاد راهنمایی خودم افتادم و احتمالا شما هم با خوندنش یاد گذشته ی خود می کنین که بی ربط با این شب ها هم نیست و منم خیلی این شعرو دوست دارم :

 

علی آن شیر خدا شاه عرب

الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است

دل شب محرم سر الله است

فجر تا سینه ی آفاق شکافت

چشم بیدار علی خفته نیافت

ناشناسی که به تاریکی شب

می برد شام یتیمان عرب

عشق بازی که هم آغوش خطر

خفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر

حلقه ی در شد از او دامن گیر

دست در دامن مولا زد در

که علی بگذر و از ما مگذر

شال می بست و ندایی مبهم

که کمربند شهادت محکم

شبروان مست ولای تو علی

جان عالم به فدای تو علی

محمد حسین شهریار 

پ.ن : سلام با عرض پوزش وقت نکردم به کسی خبر بدم که آپ کردم

گفتم بگم که کسی ازم ناراحت نشه 

التماس دعا





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: دوشنبه 16 شهریور1388 در ساعت: 5:5 بعد از ظهر
|+|
يا امام حسن (ع)
 

 

 گويند كريم است و گنه می بخشد 

 گيرم كه ببخشد من ز خجالت چه كنم

 

 

  تا خدا هست و خدایی می کند

مجتبی مشکل گشایی می کند

 

 

میلاد حسن (ع) خسرو دین است امشب

شادی و سرور مومنین است امشب

از یمن قدوم مجتبی (ع) طاعت ما

مقبول خداوند مبین است امشب

 

 

با عشق حسن (ع) من به جهان ناز کنم

افطارمو با نام حسن (ع) آغاز کنم

صد شکر که درک شب قدر رمضان را

بــا جشن ولادتش آغــــــاز کنم

 

 

ماه رحمت ، سفره اش گسترده شد

زنده از فيضش جهان مرده شد

آسمان پر گشته از شادی و شور

آمده از لطف حق ميلاد نور

 

 

 مولايم آمده روز ميلادت اما گيرم من آتش كه غريبی آقاجانم ، كه هنوز يه سنگ قبر نداری آقاجانم  

 مولايم آخر يه روز شيعه برات يه گنبد طلا می سازه ، حرم مثل حرم  آقا امام رضا می سازه

آمين

 


سلام به همه ی دوستان خوبم

دیشب که این آپو گذاشتم از حسینیه اومده بودم و به خاطر غریبی آقا و گریه هامون تو حسینیه حالم خوب نبود و یادم رفت بگم وب من هم یکساله شد و ممنونم از همه ی شما که تو این یکسال بهم سر زدین

تو این یک سال تنهایی من خیلی کم شد چون به شما سر می زدم و حس نمی کردم تنها هستم  

تو اين شب های عزيز و شب های قدر ما رو هم از دعاتون بی نصيب نكنين

(با تشکر عـــــــاشق تنهــــــــا(زهرا

 

التماس دعا





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: شنبه 14 شهریور1388 در ساعت: 1:12 قبل از ظهر
|+|
؟؟؟
 

 

ای مهربان

تو چه دانی از معنی دلتنگی

تو چه دانی از سختی انتظار

تو چه دانی از گریه های بی صدا

... تو چه دانی از غصه های بی انتها

آری ای مهربان

تو ندانستی که کردی من را فراموش

تو درد انتظار نداشتی

تو درد دلتنگی ۵ ساله را نچشیدی

اما من درک کردم معنی دلتنگی را

من درک کردم که نمی توانم از

انتظار دست برکشم و فراموشت کنم

... و می مانم به انتظارت تا که کنی یادی ز من

 

 

وقتی گریه کردیم گفتن بچه است

وقتی خندیدیم گفتن دیوانه است

وقتی جدی بودیم گفتن مغروره

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش

وقتی سنگین بودیم گفتن افسرده است

وقتی حرف زدیم گفتن پرحرفه

وقتی ساکت شدیم گفتن عاشقه

حالا که عاشق شدیم می گن اشتباهه

 

 

 التماس دعا  





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: دوشنبه 9 شهریور1388 در ساعت: 4:22 بعد از ظهر
|+|
آمد ماه خدا

 

 

 

سلام بر همه ی دوستان خوبم

ماه رمضان رو به همه تبریک می گم و ان شاء الله خدا به همه توفیق روزه گرفتن رو  بده

 (من یه چند روزی نیستم ، خدا بخواد سه شنبه می ریم زیارت  آقا امام رضا (ع

 

 


 

   ماه رمضان آمد و دلم گرفت

یاد او کردم که مظلومانه رفت

یاد او که رفت سوی یارسرنماز و دعا

یاد او که شاه عرب بود و شیر خدا

همــــان که دشمن نکرد طاقت تا

که او کـنـد تمام نمـــــــــازش را

چون که دانست نشود حـــــریف او

 زد شمشیر بی رحمانه بر سر او 

که خدا لعنت کند هزار بار او را

 ... و شود سزای او جهنـــــــم

ببندم دل به علی و خدای او که جز آن

 نگیرد دل من با کس دیگر آرامـش

ذکرم لبم هست فقط به مولا ، نام عـلی

 که شوم ز آغاز هرکار من آسـوده

کـه شروع کـنـــم  آن را با نام عـلی

 و شود پایان کار خوش با نام عـلی

یه کلام خلاصه کنم عشقم به تو را مولا

  جانم به فدات مولای من ، علی جانم

 

 

 فعلا بای

 التماس دعا

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: جمعه 30 مرداد1388 در ساعت: 5:28 بعد از ظهر
|+|
رفتن
 

 

ای مهربان

می آيی و می روی بی آنكه بينی نگاه منتظرم را

ای عزيز

م‍ی آيی و می روی بی آنكه بينی چشمان پر اشكم را

... و تو می روی و اشک های من بدرقه ی راهت باد

آری چشمان من می ماند به انتظارت تا که بازگردی دوباره

و قلب من می تپد به امید دیدار مجدد تو

و پاهایم به سوی تو قدم برمی دارد ای همیشه مهربان من

بازگرد

 

 

می روم من از اينجا تك وتنها بی تو اما با یاد تو

می روم اما نکن تو باور رفتنم را

که جا گذاشتم من ، قلب خویش را برای تو

می روم اما سرکنم زندگی را با خاطراتت

می روم تا شوی رها از عذاب دیدن من

می روم اما دانم كه گیرم من آرامش

با یاد تو و عکس تو در غربت و تنهایی

می روم اما بدان که خواهم مرد بی تو ای مهربان من

 

 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: یکشنبه 25 مرداد1388 در ساعت: 9:0 بعد از ظهر
|+|
جومونگ در ایران قربانی گرفت
 

 

 

پ.ن ۱: منبع : مجله اطلاعات هفتگی ، شماره ی ۳۳۸۴

پ.ن ۲ : نمي دونم شايد به دليل تعجب شديد خودم اين متن رو گذاشتم .

پ.ن ۳ : به عمد اسم شهرش را پاك كردم .

 

خدايا آخر و عاقبت ما را بخير بگذران .     ( آمين )





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: پنجشنبه 22 مرداد1388 در ساعت: 8:37 بعد از ظهر
اللهم عجل لوليك الفرج

 

 

یا مهدی عجل علی ظهورك

 بیا که صبح شادی ما با ظهور توست مهدی جانم ، مولای من

 

 

      

                    

 

             تولد حضرت مهدی (عج) مبارک  

 

 

 عید آمده ، عيد آمده ، يوسف زهرا آمده  

 

 

 اللهم عجل لوليك الفرج

 

 

 

شده عيد و رسيده روز تولد يوسف زهرا

شده روز تولدش با روز انتظارش يكی يوسف زهرا

عاشقانش صف بستند تا گويند به او

مولايم تولدت مبارك وقت است كه بيايی

تا دهی پايان ز اين انتظار جان فرسا

رسيده جمعه و چشم ها رو به مكه ست

منتظر شنيدن ندای حق و گفتن الله اكبر

مهدی جان ، جان به سر آمد

وقت است كه بيايی ، ادركنی يا مهدی جانم

 

 

 خوش آمد ، خوش آمد ، گل نرگس آمد

 

 

نوای نای نيستان ، ضمير روشن باران ، گل هميشه بهــــارم

، خـدا كند كه بيايی ، خـدا كند كه بيايی

نگار صبح بهــارم ، حريق آتش هجران ، حضور ناطق قرآن

، خـدا كند كه بيايی ، خـدا كند كه بيايی

گل هميشه بهــــارم ، نوای نای نيستان ، ضمير روشن باران

، خـدا كند كه بيايی ، خـدا كند كه بيايی

كجايی طلوع نرگس عطرهای ناشكيبا ، كجايی طلوع هرچه دست های بلند ، كجايی تولد بادهای باران زا ، كجايی ، كجايی طلوع نرگس عطرهای ناشكيبا

 

 

بیا که صبح شادی ما با ظهور توست

  برای ظهور و سلامتی مولا صلوات 

 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: پنجشنبه 15 مرداد1388 در ساعت: 1:8 بعد از ظهر
|+|
تولد
 

 

 


 

توی دامن زهرا غنچه ای شکوفا شد

آمد توی اين دنيا ، اين جهان چه زيبا شد

گل سبد سبد سر زد ، در دل چمن بشنو

نغمه ی حسين آمد ، ياس و ياسمن بشنو

لاله ی خدا سر زد ، مژده بر زمين آمد

نور ديده ی احمد ، لاله ی نازنين آمد

شد مدينه گل باران ، باغ دين شكوفا شد

مصطفی لبش خندان ، جشن حال زهرا شد

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: یکشنبه 4 مرداد1388 در ساعت: 10:36 بعد از ظهر
|+|
اعـتــــــــکـاف

 

 

 

 

چه قدر زود پايان يافت اين ۳ روز ، ۳ روز به يادماندنی كه برای تكرار آن بايد تا سال ديگر صبر كرد .

چه قدر شيرينست كه سعی كنی ۳ روز فقط برای خدا زندگی كنی و از گناهانت استغفار كنی و از كارهايی كه او ما را نهی كرده مانند غيبت دوری كنی و فقط به مناجات بپردازی . . .

شبها تا سحر بيدار بودن و نماز شب خواندن ، صبح ها خواندن زيارت عاشورا و خواندن نماز به جماعت ، ختم كردن قرآن ، خواندن نماز امام زمان ، خواندن نماز ايام بيض ، جشن برای تولد امام علی (ع) ، عزاداری برای وفات حضرت زينب (س) و انجام اعمال ام داوود و خيلي كارهای ديگه . . .

اما چه زود اين ۳ روز پايان يافت . كاش به جای اينكه سالی يكبار اعتكاف بود ، هر ماه ۳ روز اعتكاف بود

 كاش می شد به جای اينكه فقط در اعتكاف برای خدا باشيم ، هرروزمان برای خدا بود . . . 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: پنجشنبه 18 تیر1388 در ساعت: 1:51 بعد از ظهر
افســـــــانه
 

 

" تولد حضرت علی (ع) و روز پدر بر همه مبارک"

قرآن به جز وصف علی آیه ندارد

 

اسلام به جز حب علی پایه ندارد

 

گفتم بروم زیر سایه لطفش بنشینم

 

دیدم که علی نور بود سایه ندارد

 


 

من پذيرفتم كه عشق افسانه است

 

اين دل درد آشنا ديوانه است

 

مـي روم شــايد فراموشـــت كنم

 

با فراموشـي هم آغوشت كنم

 

مـي روم از رفتن من شــاد بـاش

 

از عــذاب ديدنــم آزاد بـاش

 

گـــرچــه تنهـــاتر از مـا مـي روي

 

آرزو دارم ولـي عـاشق شـوي

 

آرزو  دارم  بـــفــهـمـــي  درد  را

 

تـلخـي بـرخوردهاي سرد را ...

 

 

 





نويسنده: @عـــــــــــاشق تنهــــــــــــا(زهرا)@ مورخ: جمعه 5 تیر1388 در ساعت: 5:54 بعد از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir

منبع : خدمات وبلاگ نویسان جوان          www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir برو بالا